الفيض الكاشاني

238

ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )

فصل اول در بيان سبب انشاد اشعار و اشاره بمعانى حقايق و اسرار بدانكه اهل معرفت و محبت را گاهى در سر شورى و در دل شوق پر زورى مستولى مىشود به حدى كه اگر بوسيله سخن اظهار ما فى الضمير نكنند وجد و قلق ايشان را رنجه مىدارد و صبر بر آن در دلهاى ايشان تخم غم و اندوه ميكارد و چون اظهار اسرار معرفت و افشاى ما فى الاستار محبت را رخصت نداده‌اند ، ناچار گاهى در پرده استعاره و لباس مجازبه انشاد اشعار مشتمله بر اشاره به معانى حقايق كه باعث باشد بر اهتزاز ، دلى خالى ميكنند و ارباب قلوب را به استماع ان در اهتزاز مىآورند و بدين وسيله در دلهاى روشن شوق بر شوق و محبت بر محبت مىافزايد و متعطشان بوادى طلب كه رقيقه ارادتى در بواطن ايشان كامن بوده باشد و بواسطهء تراكم حجب ظلمانى و غواشى هيولانى در فيافى حرمان سر گردان مانده باشند ، بدستيارى آن كلمات شور انگيز و آن اشعار مهر انگيز ، كمند شوق در گردن جان انداخته خود را از مهاوى خذلان بيرون مىكشند و از آن « مىها » جرعه مىچشند ، ضاعف اللّه اجور اولئك و اضاء بين ايدى هؤلاء و بايمانهم انوار ذلك .